پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

مقدمه 8

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

مقدّمه نخست به سخن بعضى از منتقدان پاسخ مىدهد كه صوفى را مترادف با خيالپرداز مىدانند . سپس به مسئلهء زبان صوفيانه مىپردازد و آن را زبان تجربهء عرفانى مىداند ، زبانى كه پا به پاى تجربهء درونى به وجود مىآيد و همهء مايهء خود را از زندگى واقعى مىگيرد . آن گاه نويا زبان عرفانى را به دو نوع زبان متمايز ، زبان « عبارت » و زبان « اشارت » تقسيم مىكند و مىگويد بررسى دربارهء اين زبان را از قرآن آغاز بايد كرد ، زيرا قرآن عناصر بنيادى تفكّر دينى دربارهء جهان را براى ذهن مسلمان فراهم مىكند . ولى شيوه‌اى كه براى تحقيق دربارهء قرآن برمىگزيند بر خلاف شيوهء ماسينيون و آربرى و ديگران است . او به جاى اينكه پاسخ سؤال خود را مستقيما در قرآن بجويد آن را از امّتى كه قرآن را مىخواند جويا مىشود و به بررسى قديم‌ترين تفسيرهاى قرآن مىپردازد ، و در ميان قديم‌ترين تفسيرهاى قرآن تفسير مقاتل را موضوع نخستين فصل كتاب خود مىسازد . مقايسه ميان مقاتل و حكيم ترمذى ، كه هر دو كتابى دربارهء « وجوه » مختلف واژگان قرآنى نوشته‌اند ، در فصل دوم ، نشان مىدهد كه چگونه تجربهء عرفانى به صورت اصلى در تفسير در مىآيد . آن گاه نويا در بخش دوم همين فصل تفسير امام جعفر صادق ( ع ) را به تفصيل بررسى مىكند ، و آن را نشانهء آغاز تكوّن زبان عرفانى مىداند . فصل سوّم به تفسير مبتنى بر تجربهء درونى اختصاص دارد كه شقيق بلخى و خرّاز نمايندگان آن‌اند . تحليل مبسوط تفسير خرّاز نشان مىدهد كه در آن چه چيزهايى از واژگان قرآن حفظ شده‌است و چه چيزهايى در واژگان تجربه نو آورى سالك است ، تحليلى كه مراجعه به اصطلاحات ترمذى آن را تقويت مىكند . ولى تفصيل نو آورى زبان تجربه و واژگان آن را تنها در آخرين فصل كتاب مىيابيم كه در آن رساله‌اى از نورى و نيز آثار نفّرى بررسى مىشود . زيباترين فقرات رسالهء نورى آنهايى است كه ، با مراجعه به تجربه ، استعاراتى خلق مىكند كه همه رمز ( نماد ) هايى اصيل است . ولى آثار نفّرى ما را يكسر به قلمرو رمزها مىبرد . با اين آثار است كه زبان حقيقى تجربهء عرفانى زاده مىشود ، زبانى كه صوفى در آن زيسته است و در عين حال هم زبان خداست و هم زبان انسان . فىالجمله ، تحقيق پل نويا در اين كتاب ما را از طرحهاى اوّليّهء تفسير كه هنوز در جستجوى هويّت خود بود به تدريج به نوع كاملى از زبان عرفانى رهنمون مىشود كه در طى چهار قرن ، كه مىتوان تصوّف آن را « تصوّف كلاسيك » ناميد ، نشو و نما يافته است . پل نويا در فراهم آوردن اين كتاب ، چنان كه در متن و در كتابنامهء آن خواهيد ديد ، به